عبد الحسين نوايى

123

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

و آشتى پيش آمد كه شرح آن به تفصيل در كتب تاريخ آمده است . نادر پس از كشتن ملك محمود و بسيارى از بستگان او ، شورش كردان در گزو خبوشان ( قوچان ) را سركوبى كرد و به جنگ افغانان ابدالى رفت . اما اين امر به نتيجهء قطعى نرسيد . زيرا شاه طهماسب ميل داشت كه نادر ، پيش از اين كار ، به اصفهان رود و آن شهر را كه پايگاه صفويه و پايتخت آنان بود ، از افغانها باز پس‌گيرد . ولى نادر ، به حق ، نظر داشت كه نخست دشمنان خرده پا ولى خطرناك را در خراسان ريشه كن كند . طهماسب بيمقدمه نيابت سلطنت عراق و آذربايجان را به محمد على خان قولر آقاسى داد و چون نادر با اين نظر موافقت نداشت ، شاه را به مشهد فرستاد و خود روى به عراق نهاد . در اين هنگام روسها در گيلان سرباز پياده كرده اين منطقه را در سال 1722 ميلادى / 1135 ه تصرف كرده بودند . نادر بدانان پيغام فرستاد كه بساط خود را برچينند . روسها هم كه به علت بدى هوا تلفات فراوانى داده بودند ، بر اساس معاهدات رشت ( 1145 / 1733 ) و معاهدهء گنجه ( 1147 / 1735 ) سپاه خود را از كليهء مناطق متعلق به ايران در جنوب و مغرب درياى خزر بيرون بردند . افغانان ابدالى در هرات از دير باز با ايران دشمنى داشتند . سركوبى آنان لازم بود تا بتوان به وضع افغانان مستقر در ايران رسيد . نادر بدانان حمله برد ( 4 شوال 1141 / 3 مه 1729 ) و پس از پيشرفتهاى نخستين نظامى ، كار به مذاكره كشيد و افغانها به اطاعت درآمدند و نادر هرات را به اللّه يار خان سپرد و طوايف فارسى زبان جمشيدى را در جام سكنى بخشيد و به مشهد بازگشت . ( 4 ذى الحجه 1141 / اول ژوئيهء 1729 ) . اشرف افغان از تيرهء غليجايى ( غليزايى ) كه دست تقدير او را بر سلطنت ايران نشانده بود ، براى مقابله نادر به خراسان لشكر كشيد . نادر پس از غلبه بر صيدال ( سيدال ) خليفه سپاه اشرف ، در روز ششم ربيع الاول 1142 / 29 سپتامبر 1729 ، در كنار قريهء مهماندوست دامغان ، سپاه اشرف را به سختى درهم شكست و چنان كه مورخ رسمى او ، ميرزا مهدى خان مىنويسد ، نادر در اين جنگ براى درهم كوبيدن سپاه افغان ، از « توپچيان فرنگىنژاد » استفاده كرد . نادر به افغانها مجال نداد . جنگ دوم وى با آنان ،